👈 فروشگاه فایل 👉

پروژه بررسی فلسفه علامه طباطبایی

ارتباط با ما

... دانلود ...

پروژه بررسی فلسفه علامه طباطبایی

پروژه بررسی فلسفه علامه طباطبایی در 45 صفحه ورد قابل ویرایش

پروژه بررسی فلسفه علامه طباطبایی در 45 صفحه ورد قابل ویرایش 

نه آن كس كه جوان است باید در تحصیل و مطالعة فلسفه تأخیر كند، و نه آنكس كه پیر شده است باید از مطالعة خویش خسته و بیزار شود. زیرا تأمین سالمت نفس هرگز برای هیچ كس نه زود است ونه دیر.

فلسفه چیست؟

فلسفه بطور كلی شاید به عنوان غامض ترین و انتزاعی ترین مسائل و موضوعات ، كه از امور زندگانی عادی و مألوف بسیار دور است، به نظر آمده باشد. لیكن هر چند بسیاری از مردم آن را دور و خارج از علائق معمولی و ورای فهم می پندارند، تقریباً همه ما آراء و افكاری فلسفی داریم، خواه نسبت به آنها آگاه باشیم یا نباشیم . عجب است كه اگر چه برای اغلب مردم مفهوم فلسفه مبهم است این كلمه در گفتگوی ایشان فراوان به كار می‌رود.

استعمالات عامه:

كلمة فلسفه مأخوذ از اصطلاحی یونانی است به معنای (دوستداری حكمت)؛ اما در استعمال جاری مردم به معنای مختلف به كار می رود. گاهی منظور از فلسفه نوعی طرز تفكر درجهت فهالیت های معین است، مانند وقتی كه كسی می گوید (من فلسفه شما را دربارة شغل و كار نمی پسندم) یا (من به اورأی می دهم زیرا با فلسفه او راجع به حكومت موافقم) هم چنین، وقتی می گوئیم این مطلبی است (فلسفی) ، مقصود ما نظری است كلی و دور اندیش دربارة پاره ای از مسائل ، و یا وقتی می گوئیم به بعضی از پیش آمدها باید با دید فلسفی نگاه كرد، منظور ما این است كه نباید نسبت به حوادث آنی زیاده  نگران و در بند وضع كنونی بود ، بلكه به جای آن باید كوشید این امور را از لحاظ كلی و با نظری وسیعتر دید، چنانكه وقتی شخصی مأیوس است، مانند هنگامی كه بعد از حركت ترن به ایستگاه رسیده، به او گوشزد می كنیم كه بایستی بیشتر (فیلسوفانه) بیندیشد. گاهی نیز فلسفه به عنوان تعیین قدر واعتبار و شرح و تفسیر آنچه در زندگی مهم یا پر معنی است تلقی می شود، چنانكه این قول پاسكال را كه (تمام فضیلت ما در فكر ما است ، بكوشیم تا خوب فكر كنیم) می توان فلسفه و ارزش یا بی آنچه در زندگی برای شخص مهم است در نظر گرفت.

تصورات عامه:

بطور كلی با اینكه كلمات ( فلسفه) و(فلسفی)‌در سخن عادی به معانی بسیار مختلف به كار می رود، تمایل عامه بر این است كه فلسفه به عنوان یك سلسله افكار فوق العاده پیچیده تلقی شود. ما غالباً تصور می كنیم ك فیلسوف كسی است كه می نشیند و به مسائلی كه دارای معنی و اهمیت اساسی در حیات انسانی است می اندیشد و حال آنكه بقیة مردم وقت یا نیروی خود رافقط صرف زیستن (زنده ماندن) می كنند. علاوه بر چنین تصوری از فیلسوف و كار و كوشش او، تصوری دیگر از وی اینست كه فیلسوف شخصی است كه سرانجام مسئول طرح دید كلی و تعیین ارزش های متعالی و آرمانی (ایدئال ها) در جامعه و فرهنگ های معین است. مثلاً می گویند متفكرانی مانند كارل ماركس و فردریك انگلس كسانی هستند كه دیدگاه حزب كمونیست را طرح كرده اند، در حالی كه دیگران ، هم چون تامس جفرسن و جان لاك و جان استوارت میل نظریاتی را كه در جوامع دموكراتیك شایع و مستولی است توسعه داده و پرورانیده اند.

كارمهم فلسفی:

صرف نظر از این تصورات گوناگون دربارة سهم و اثر فیلسوف، و علی رغم اینكه ممكن است فعالیت های او از علائق عاجل و مستقیم ما دور به نظر آید، فیلسوف همواره به ملاحظة مسائل و مشكلاتی می پردازد كه خواه به نحو مستقیم یا به طور غیر مستقیم برای همة ما دارای اهمیت است. فیلسوف با مطالعه انتقادی دقیق، می كوشد تا آگاهی و عقاید ما را دربارة جهان به طور كلی،‌و عالم امور انسانی، ارزش یابی كند، با این پژوهش و تحقیق، فیلسوف سعی می كند تصویری كلی و منظم و منطقی دربارة همة آنچه می دانیم و می اندیشیم ، پیدا و طرح نماید، درك و فهم این نوع افكار كلی، طرح جامعی فراهم می كند كه شخص معمولی می تواند تصور خود را نسبت به آن بسنجد، ومعنی واهمیت آنها را دریابد. بواسطة چنین مطالعه و بررسی و تعیین قدروارزش، ممكن است بهتر بتوانیم تمایلات و آرمانها وایدئال های خود راتشخیص دهم، و به علاوه بهتر بفهمیم كه چرا اینها را قبول و انتخاب می كنیم، وآیا اصلاًبایستی آنها را انتخاب و اختیار كنیم یا نه.

از همان آغاز فلسفه دریونان باستان، یعنی از 2500 سال پیش ، عقیدة راسخ متفكرانی كه به این نوع پژوهشها و تتبّعات سرگرم بودند، این بود كه نظریاتی را كه دربارة خود قبول می كنیم باید مورد مداقه قرار دهیم تا ببنیم آیا عقلاً پذیرفتنی است یا نه. همه ما عقاید و معلوماتی دربارة جهان و انسان حاصل كرده ایم؛ لیكن فقط معدودی از ما تأمًل و امعان نظر كرده ایم كه آیا این عقاید و معلومات قابل اعتماد و معتبر است یا نه.

ما معمولاً مایلیم كه بدون بحث و چون و چرا اكتشافات علمی و بعضی عقاید جاری و متداول و افكارو آراء گوناگون را كه مبتنی بر تجارب شخصی خود ماست بپذیریم. اما فیلسوف اصرار دارد كه این همه را در معرض مطالعه وبررسی انتقادی دقیق قرار دهد تا دریابد كه آیا این نظریات و آراء و عقاید مبتنی بردلیل و مدرك كافی است یا نه، و آیا یك شخص منصف می تواند با دلیل و منطق آنها را موجه بداند و تصدیق كند یا نه.

روش سقراطی:

سقراط در محاكمة خود در 399 ق. م. چنین اظهار عقیده كرد كه دلیل توجه و اعتنای وی به فلسفه این بوده است كه (زندگی بی تحقیق وبدون مطالعه زندگی نیست وارزش ندارد) . وی دریافت كه تقریباً همة معاصران او زندگانی خود را در نیل به هدفها واغراض گونا گون، مانند شهرت و ثروت ولذت، صرف می كنند بدون آنكه هرگز از خود بپرسندكه آیا این امور مهم و قابل اعتنا است یا نه . وچون چنین سؤالی طرح نمی كردند و در جستجوی جدی برای یافتن جواب بر نمی آمدند نمی توانستند بدانند كه درست عمل می كنند یا نه، و سراسر حیات آنان در طلب مقاصد و اغراض بی فایده یا حتی مضر تلف می شد.

فیلسوف، با پیروی از روش تحقیق سقراطی، به روشن كردن عقاید ما و نظریه هائی كه دربارة جهان و انسان و ارزشهای انسانی داریم اصرار می ورزد. به عقیدة وی این نوع مسائل را اشخاص خردمند و منصف و فهیم فقط به این شرط می پذیرند كه بتوانند آنها را با آزمونهای بعضی كه ذهن منطقی طرح می كند آزمایش و بررسی كنند. فیلسوف پیش از آنكه صرفاً دارای، مجموعة غیر منظمی از عقاید باشد، احساس می كند كه این عقاید را باید مورد بازرسی و مداقّه قرار داد و در نظامی از افكار و نظریات كه واجد معنی وارتباط منطقی باشد مرتب ومنظم ساخت.

كارفیلسوف چیست؟

ممكن است كسی چنین بپندارد كه این نظریات و تفسیرهای ابتدائی اندیشه و تصوری كم اهمیت در بارة آنچه فلسفه مورد بحث قرار می دهد، ارائه می نماید، ولیكن این شرح و تفسیرها برای روشن ساختن موضوع فلسفه كافی نیست. چرا كسی نمی تواند تعریفی درست وصریح وروشن دراین باب عرضه كند، به گونه ای كه بتوان در آغاز به وضوح فهمید كه منظور فیلسوف چیست؟ اشكال این است كه فلسفه با مطالعه آن بهتر روشن می شود تا با كوشش برای شرح و توصیف آن. هر چند كسانی كه در طی تاریخ تفكر بشر به نام (فیلسوف) معروف شده اند همواره با علاقه مندی در حل مسائل مشكل كوشیده اند، یكی از اغراض مهم فلسفه همان طرح مسائل و مشكلات و توجه به آنها و بحث دربارة آنهاست. این كه (فلسفه چیست؟) خود نیز مسأله ای است كه همواره مورد بحث و اختلاف نظر فلاسفه بوده است.

از جمله آثار و علائمی كه درخلقت موجودات مشاهده می شود ودلیل بردخالت نوعی قصد و عمد و تدبیر است «راه یابی» اشیاء است. هر موجودی علاوه برارگانیزم و سازمان منظم داخلی ، از یك نیروی مرموز برخوردار است كه به موجب آن نیرو راه خودرا به سوی آینده می شناسد، به عبارت دیگر اشیاء و موجودات در عین اینكه به حست ساختمان مادی و جسمانی ، كورونا بینا می باشند یك نوع بینش مرموزی آنها را رهبری می كند، این بینش مرموز را درماوراء ساختمان جسمانی اشیاء باید جستجو كرد. اما اینكه ماهیت این بینش مرموز چیست و چگونه می تواند باشد؟ آیا در درون اشیاء نهفته است و یا صد در صد بیرونی است؟ ویا از قبیل كشش یك نیروی قویتر است موجودات را به سوی كمال؟ به اصطلاح فلاسفه از قبیل تحریك و تأثیر معشوق است در عاشق؟ بحث دامنه داری است . و به هر حال دلیل و مؤید وجود قدرت مدبری است كه برموجودات سیطره دارد و آنها را تدبیر می نماید. این دلیل غیر از دلیل نظم است، دلیل نظم مربوط است به تشكیلات و سازمان مادی و جسمانی و به عبارت دیگر: ارگانیزم اشیاء یك دستگاه صنعتی از قبیل اتومبیل یا ساعت یا كارخانة پارچه بافی دارای سازمان است، دارای اجزاء و اعضاء تشكل است، هرجزء از اجزاء‌آن شهادت می دهد كه برای كاری ساخته شده وقصد و عمدی در ساختمان آن بكار رفته است، اما اتومبیل یا ساعت یا كارخانةپارچه بافی و هر واحد صنعتی دیگر از نیروی خاص «راه یابی» بهره مند نیست، یك رابطة مرموز میان او و هدف دستگاه وجود ندارد كه به طور خودكار اورا در جهت هدف خود هدایت كند، برخلاف واحدهای طبیعی  كه چنین است. در اینجا باید توضیحی داده شود:

فهرست

 

 

 

عنوان                                                                                                             صفحه

مقدمه (فلسفه چیست؟).......................................................................................... 1

زندگی نامه علامه طباطبائی................................................................................... 8

(ولادت ، آثار و اعمال، وفات)................................................................................ 16

پرسش و پاسخ ها................................................................................................. 16

هدفمند بودن آفرینش جهان.................................................................................. 20

غرض خداوند سبحان از آفرینش جهان و انسان................................................. 21

خدای جهان و جهان.............................................................................................. 23

جهان آفرینش آفریدگاری دارد ............................................................................ 27

«راههای بشر بسوی خدا»..................................................................................... 27

منابع...................................................................................................................... 43

سخنی با استاد....................................................................................................... 44

👇محصولات تصادفی👇

مقاله رابطه اخلاق و آزادی چگونه توانستم دانش آموزانم را به نماز جماعت ترغیب کنم پاورپوینت قیمت و بازده اوراق قرضه پایان نامه طراحی نرم افزار آموزش نیروی انسانی دانشگاه دانلود مقاله ژاپن